من دو بار همهچیزم را از دست دادم… و امروز بابت همان شکستها از خدا ممنونم
اگر امروز مغازه یا رستورانی دارید…
اگر میخواهید کسبوکاری راهاندازی کنید…
یا حتی اگر سالهاست کار میکنید اما احساس میکنید هر روز با آزمون و خطا جلو میروید…
این مقاله را تا آخر بخوانید.
شاید بتواند چند سال از عمرتان را نجات دهد.
وقتی که همه کسب و کار برای من درست کردن یک ساندویچ خوشمزه بود.
من مصطفی مهدیزاده هستم.
حدود ۲۵ سال پیش، سال ۱۳۸۰، تنها چیزی که از کسبوکار میفهمیدم این بود که یک ساندویچ خوشمزه درست کنم و بیشتر بفروشم.
نه چشمانداز داشتم، نه استراتژی
نه مدیریت بلد بودم، نه برندسازی
نه تجربه مشتری میشناختم، نه حتی میدانستم چرا این مسیر را انتخاب کردهام.
تمام هدفم پول درآوردن بود.
فکر میکردم اگر ساندویچ پرملاتتر بدهم، مشتری بیشتری میآید.
و اگر مشتری بیشتر بیاید، یعنی موفق شدهام.
اما زندگی برنامه دیگری برایم داشت…
اولین بار که همهچیز را از دست دادم
چند سال از کارم گذشته بود که صاحب ملک مغازه فوت کرد.
فرزندانش ملک را پس گرفتند و با حکم تخلیه، مجبور شدم مغازهای را که سالها برایش زحمت کشیده بودم ترک کنم.
آن روزها تصور میکردم دنیا تمام شده.
فکر میکردم تمام مشتریهایم را از دست دادم…
فکر میکردم دوباره باید از صفر شروع کنم…
و شاید دیگر هیچوقت نتوانم روی پای خودم بایستم.
اما امروز میدانم آن اتفاق، یکی از بهترین اتفاقهای زندگیام بود.
درسی که با تخلیه اجباری یاد گرفتم
مجبور شدم دنبال مغازه جدید بگردم.
یک آپاراتی کوچک کنار مغازه قبلی پیدا کردم.
هیچ زیبایی خاصی نداشت.
اما یک چیز داشت: لوکیشن مناسب.
آن مغازه را از صفر ساختم.
سرامیک کردم، شیشه سکوریت نصب کردم، دکور طراحی کردم
و تبدیلش کردم به یک ساندویچی مدرن و جمعوجور.
نتیجه شد حدود ۴۰ درصد رشد فروش.
آن روز یک باور مهم در ذهنم شکل گرفت:
از آن روز به بعد، دیگر دنبال مغازه آماده نبودم؛ دنبال موقعیت مناسب بودم.
فهمیدم قرار نیست چیزی برای من آماده باشد.
من باید آن را بسازم.
وقتی یک انبار پسته را دیدم و یک فستفود آینده تصور کردم
چند سال بعد، دوباره همین اتفاق تکرار شد.
این بار یک انبار قدیمی و متروکه پسته را دیدم.
خیلیها فقط یک انبار میدیدند…
اما من یک فستفود آیندهدار را میدیدم.
همان جایی که امروز بسیاری آن را با نام فستفود میثمخان در خیابان سرباز میشناسند.
رویای باغ و کافه قلیان… که کرونا نابودش کرد
بعد از آن، رویای دیگری در ذهنم شکل گرفت.
یک باغ پیدا کردم.
هدفم راهاندازی یک کافه قلیان بود.
حتی به تهران رفتم و تجهیزاتش را خریدم.
اما درست قبل از شروع کار…
کرونا آمد.
تمام برنامههایم نابود شد.
اگر آن روز فقط به برنامه اولیهام میچسبیدم، احتمالاً امروز هیچ اثری از آن کسبوکار باقی نمانده بود.
آن روز تصمیم گرفتم به جای جنگیدن با شرایط، خودم را با شرایط تطبیق بدهم.
تولد باغرستوران میثمخان از دل یک شکست
همان باغ تبدیل شد به یکی از متفاوتترین باغرستورانهای کرمان.
جایی که احترام به مهمان، مهمترین محصول ما بود.
اولین شیشلیک، ماهیچه و گردن شاندیزی را به سبک حرفهای در کرمان ارائه کردیم.
فضایی ساختیم که مردم فقط برای غذا نمیآمدند…
برای تجربهای متفاوت میآمدند.
دومین بار که همهچیز را از دست دادم
دوباره همان داستان تکرار شد.
صاحب ملک باغ رستوران تصمیم گرفت باغ را پس بگیرد.
باز هم مجبور به تخلیه شدم.
باز هم احساس کردم همه چیز دارد از دست میرود.
اما این بار تجربه بیشتری داشتم.
چشمهایم دیگر فقط ساختمان را نمیدید.
فرصت را میدید.
و نتیجه شد…
باغ مان میثمخان
جایی که امروز شاید بسیاری آن را فقط یک رستوران ببینند.
اما برای من، حاصل صدها شکست، هزاران اشتباه و هزاران ساعت یادگیری است.
۲۵ سال تجربه واقعی در دنیای رستورانداری
در این ۲۵ سال، فقط رستوران نساختم.
اشتباه ساختم.
– ورشکستگی را لمس کردم.
– اعتماد بیجا کردم.
– نیروی اشتباه استخدام کردم.
– نیروی خوب را از دست دادم.
– پول از دست دادم. زمان از دست دادم.
– بارها دوباره از صفر شروع کردم.
و دقیقاً همین تجربهها، امروز بزرگترین سرمایه من هستند.
چیزی که این ۲۵ سال تجربه به من یاد داد
امروز وقتی وارد یک کسبوکار میشوم، فقط ظاهر آن را نمیبینم.
میتوانم تشخیص بدهم:
– آیا این لوکیشن مناسب این کسبوکار هست یا نه؟
– آیا این منو برای این منطقه درست طراحی شده؟
– آیا این مدل درآمدی سودآور است؟
– مشکل از محصول است یا مارکتینگ؟
–مشکل از مدیریت است یا منابع انسانی؟
–آیا این کسبوکار قابلیت رشد دارد یا فقط در حال تکرار اشتباهات است؟
این نگاه را دانشگاه به من یاد نداد.
هزینهاش را با ۲۵ سال زندگیام پرداخت کردهام.
چرا آکادمی میثمخان را راهاندازی کردم؟
یک روز تصمیم گرفتم این تجربهها فقط متعلق به خودم نباشد.
آکادمی میثمخان دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است:
تا هر کسی که میخواهد وارد دنیای رستوران، کافه، فستفود یا هر کسبوکار خدماتی شود، مجبور نباشد همان مسیر سخت را دوباره طی کند.
اینجا قرار نیست فقط آموزش ببینید.
قرار است از تجربه واقعی استفاده کنید.
خدماتی که در کنار شما هستیم
در کنار من، تیمی حضور دارد که سالها در کنار هم ساختهایم.
تیمی که میتواند در بخشهای مختلف کنار شما باشد:
– طراحی و راهاندازی صفر تا صد کسبوکار
– طراحی آشپزخانه و جانمایی تجهیزات
– طراحی منو و مهندسی فروش
– تحلیل لوکیشن و شناسایی نیاز بازار
– طراحی سایت
– مارکتینگ و برندینگ
– تدوین بیزینس پلن
– عارضهیابی کسبوکارهای فعال
– طراحی تجربه مشتری و خدمات حرفهای
هدف ما فقط آموزش نیست.
هدف ما کوتاهتر کردن مسیر موفقیت شماست.
پیام آخر من به شما
من نمیتوانم تضمین کنم که هیچوقت شکست نخواهید خورد.
اما میتوانم کمک کنم بسیاری از شکستهایی را که من تجربه کردهام، دیگر شما تکرار نکنید.
اگر میخواهید از تجربه ۲۵ ساله من در راهاندازی و مدیریت رستوران استفاده کنید…
اگر میخواهید کسبوکارتان را با دید حرفهای بسازید…
اگر نمیخواهید سالها وقت و پول را صرف آزمون و خطا کنید…
آکادمی میثمخان آماده همراهی با شماست.
ارادتمند
مصطفی مهدیزاده
بنیانگذار برند میثمخان | مشاور کسبوکار رستورانداری
درباره تیم تولید محتوای میثم خان
ما در تیم تولید محتوای میثمخان در تلاش هستیم تا بهترین مقالات در زمینه گردشگری، میزبانی، سلامت غذایی، منظر درمانی را تهیه کنیم. صحت محتوای این صفحه توسط مهندس رکنی( مدیر مارکتینگ باغمان میثمخان) بررسی خواهد شد.
نوشتههای بیشتر از تیم تولید محتوای میثم خان